Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیگاه شدن

تلفظ بین المللی : /biɡˌɑh ʃˈodan/ تلفظ :‌ [big,Ah S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بیگانه یا وحشی شدن
  • بیگه شدن
  • باشگاه فوتبال شاندونگ لیونگ
  • بیگاه
  • بیگاه خیز
  • بیگاه گشتن
  • بیگاه گونه
  • روز بیگاه
  • گاه و بیگاه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بیگاه شدن.[ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) روز به آخر شدن. وقت شام شدن. بپایان روز رسیدن. شب شدن. به شب رسیدن : چنین بود تا روز بیگاه شدز شب دامن رزم کوتاه شد.فردوسی.در غم ما روزها بیگاه شدروزها با سوزها همراه شد.مولوی.بیگاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شدخورشید جان عاشقان در خلوت اﷲ شد.مولوی....

فرهنگ فارسی

روز به آخر شدن . وقت شام شدن . بپایان روز رسیدن . شب شدن . به شب رسیدن

کلمات مرتبط

  • بیگانه یا وحشی شدن
  • بیگه شدن
  • باشگاه فوتبال شاندونگ لیونگ
  • بیگاه
  • بیگاه خیز
  • بیگاه گشتن
  • بیگاه گونه
  • روز بیگاه
  • گاه و بیگاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات