Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیوه زن

تلفظ بین المللی : /bˌijuhˈazan/ تلفظ :‌ [b,ijuh'azan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • زن بیوه
  • تپه بیوه زنان
  • زن بووه
  • بیره زن
  • بیوزنیدن
  • اندیس بیورزن
  • بیوهانکز
  • بیوه
  • بیوَه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

بیوه زن. [ وَ / وِ زَ ] ( اِ مرکب ) زن بیوه و بی شوهر که طُل نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). بیوه. کالم : از خون چشم بیوه زنان لعلش ز اشک یتیم آن درشهوارش.ناصرخسرو.ای بسا رایت عدوشکنان سرنگون از دعای بیوه زنان.( از المضاف الی بدایع الازمان ص 36 ).میان بیوه زنان و ارباب نعمت و جاه سویتی بانصاف ظاهر گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 439 ).ای هنر از مردی تو شرمساراز هنر بیوه زنی شرم دار.نظامی.شنیدم که بیوه زنی...

فرهنگ فارسی

زنی که پس از درگذشت همسرش یا طلاق از او ازدواج نکرده باشد

( صفت اسم ) زن بیشوهر بیوه
از بلوکات ولایت مشهد خراسان عده قرائ ۳۲ مساحت ۱۶ فرسخ مرکز شریف آباد .

مترادف و متضاد

widow (اسم)
بیوه، بیوه زن

فرهنگستان زبان و ادب

{widow} [مطالعات زنان] زنی که پس از درگذشت همسرش یا طلاق از او ازدواج نکرده باشد

کلمات مرتبط

  • زن بیوه
  • تپه بیوه زنان
  • زن بووه
  • بیره زن
  • بیوزنیدن
  • اندیس بیورزن
  • بیوهانکز
  • بیوه
  • بیوَه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات