Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بیهنگام شدن

تلفظ بین المللی : /bˌihnaɡˈɑm ʃˈodan/ تلفظ :‌ [b,ihnag'Am S'odan]
لغت نامه دهخدا
  • گران رَوی بینگهام گران رَوی بینگام
  • بهنگام
  • بهنگام در اوردن
  • بی هنگام
  • ثبت ذخیرۀ بهنگام
  • گران روی بینگهام گران روی بینگام
  • خواستن نا بهنگام
  • درخواست نا بهنگام یا بد موقع
  • خروس بی هنگام
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بیهنگام شدن. [ هََ/ هَِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دیروقت بودن. نابهنگامی.
- بیهنگام شدن روز ؛ نزدیک شب رسیدن آن. ( یادداشت مؤلف ) : چون از خواب بیدار شد روز بیهنگام شده بود... گفت امشب باز جای شوم و آنگه فردا بطلب چیزی میروم. ( ترجمه طبری بلعمی ص 37 ).... گفت امروز بی هنگام شد فردا بیایم و هر دو با هم بگردیم [ جنگ کنیم ]. ( اسکندرنامه نسخه نفیسی ).

کلمات مرتبط

  • گران رَوی بینگهام گران رَوی بینگام
  • بهنگام
  • بهنگام در اوردن
  • بی هنگام
  • ثبت ذخیرۀ بهنگام
  • گران روی بینگهام گران روی بینگام
  • خواستن نا بهنگام
  • درخواست نا بهنگام یا بد موقع
  • خروس بی هنگام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات