کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بینی-گرفتن | کلماتور
معانی کلمه : بینی گرفتن
تلفظ بین المللی :
/bˈini ɡerˈeftan/
تلفظ :
[b'ini geR'eftan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
گرفتگی بینی
از بین رفتن
از بین رفتن انحنای کف پا
از بین رفتن رد کردن دادخواست
از بین رفتنی
در اثر سایش از بین رفتن
از بین رفتن چسبندگی
حمله از بین رفتن بسته ها
بینی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
بینی گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بینی افشاندن. پاک کردن آب بینی. پاک کردن بینی. آب بینی خود را بدستمال و غیره زدودن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
بینی افشاندن ٠ پاک کردن آب بینی ٠ پاک کردن بینی ٠ آب بینی خود را بدستمال و غیره زدودن ٠
مترادف و متضاد
sniff
(فعل)
خر خر کردن، استشمام کردن، بو کشیدن، بینی گرفتن، فن فن کردن، موس موس کردن، خرناس کش، اب بینی را بالا کشیدن
کلمات مرتبط
گرفتگی بینی
از بین رفتن
از بین رفتن انحنای کف پا
از بین رفتن رد کردن دادخواست
از بین رفتنی
در اثر سایش از بین رفتن
از بین رفتن چسبندگی
حمله از بین رفتن بسته ها
بینی
نظرات