معانی کلمه : بینه
لغت نامه دهخدا
بینة. [ ن َ ] (اِخ ) بنیة. منزلی است در راه حجاج یمامة میان شیح و شقیراء. (از معجم البلدان ).
بینة. [ ب َ ن َ ] (اِخ ) موضعی است از جی و جی وادی رویثه است و رویثه میان عرج و روحاء است . (از معجم البلدان ). موضعی است بوادی رویثه . (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
جایی که لباسهای خود را آنجا درمیآورند؛ رختکن.
۱. دلیل و حجت واضح و آشکار.
۲. نودوهشتمین سورۀ قرآن کریم، مدنی، دارای ۸ آیه؛ الانفکاف؛ البّریة؛ لمیکن؛ قیامت.
۱. دلیل و حجت واضح و آشکار.
۲. نود وهشتمین سورۀ قرآن کریم، مدنی، دارای ۸ آیه، الانفکاف، البّریة، لم یکن، قیامت.
جایی که لباس های خود را آنجا درمی آورند، رخت کن.
۲. نود وهشتمین سورۀ قرآن کریم، مدنی، دارای ۸ آیه، الانفکاف، البّریة، لم یکن، قیامت.
جایی که لباس های خود را آنجا درمی آورند، رخت کن.
فرهنگ معین
(بَ یِّ نِ ) [ ع . بینة ] ( اِ. ) دلیل آشکار، برهان واضح . ج . بینات .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دلیل وحجت، حجت و آشکار، رخت کن سرحمام، جائی که لباسهای خودرادرمی آورند
( اسم ) جایی در سر حمام که کسان جامه های خود را آنجا در آورند رخت کن .
آلفرد روانشناس فرانسوی ٠ باتفاق هانری بونیس اولین مجل. روانشناسی فرانسوی را تاسیس کرد و اولین آزمایشگاه روانشناسی فرانسه را در دانشگاه پاریس بنیاد نهاد ٠
( اسم ) جایی در سر حمام که کسان جامه های خود را آنجا در آورند رخت کن .
آلفرد روانشناس فرانسوی ٠ باتفاق هانری بونیس اولین مجل. روانشناسی فرانسوی را تاسیس کرد و اولین آزمایشگاه روانشناسی فرانسه را در دانشگاه پاریس بنیاد نهاد ٠
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
برهان، حجت، دلیل، فرنود، منطق
