بینا. (هزوارش ، اِ) بلغت زند و پازند بمعنی ماه است که بعربی شهر گویند. (برهان ). شهر و ماه . || یک قسم گیاه دراز. (ناظم الاطباء).
از ارتفاعات بخش یا نه سرواقع در هزار جریب بهشهر
(تلفظ: binā) (به مجاز) آن که توانایی پیشبینی و سنجش درستِ امور را دارد ، بصیر ؛ آن که میتواند ببیند .
بصیر، دانا، عالم، مبصر ≠ نادان
۱. بصیر، دانا، عالم، مبصر ≠ نادان
۲. بیننده، دیدهور
۳. مستبصر ≠ نابینا، کور، اعمی