Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بین

تلفظ بین المللی : /bˈejn/ تلفظ :‌ [b'ejn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • بین الملل
  • بین الن
  • بین النهرین
  • بین النهرین هنر
  • بین الهلالین
  • بین الگزاندر
  • بین دین
  • بین اداره ای
  • بین الارضین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بین . (اِخ ) دهیست به فیروزآباد. (منتهی الارب ).

بین . (اِخ ) موضعی است نزدیک حیرة. (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).

بین . (اِخ ) موضعی است نزدیک نجران . (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).

بین . (اِخ ) موضعی است قرب مدینه . (از معجم البلدان ) (منتهی الارب )....

فرهنگ عمید

میان؛ وسط.

پیدا و آشکار؛ هویدا؛ واضح.

۱. = دیدن didan
۲. بیننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): باریک‌بین، خرده‌بین، خودبین، دوربین، نزدیک‌بین.

میان، وسط.
۱. = دیدن didan
۲. بیننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): باریک بین، خرده بین، خودبین، دوربین، نزدیک بین.
پیدا و آشکار، هویدا، واضح.

فرهنگ معین

(بَ یا بِ) [ ع . ] (مص .) جدایی .

(بَ یِّ) [ ع . ] (ص .) هویدا، واضح .

(بِ) [ ع . ] ( اِ.) میان ، فاصلة میان دو چیز.

(بَ یا بِ ) [ ع . ] (مص . ) جدایی .
(بِ ) [ ع . ] ( اِ. ) میان ، فاصلة میان دو چیز.
(بَ یِّ ) [ ع . ] (ص . ) هویدا، واضح .

فرهنگ فارسی

میان، وسط، پیداو آشکار، هویدا، واضح
( صفت ) آشکار هویدا واضح : تفاوت بین
فیلسوف اسکاتلندی ( ۱۸۱۸ - ۱۹۵۳ م ) که در پی ریزی روانشناسی جدید سهم بسزائی دارد . وی جنب. فیزیولوژیائی آن پرداخت وی در دانشگاه ابردین سالها مطالعه و تدریس کرد .

دانشنامه عمومی

بِیَن یا بی یَن/biyan/ بگیر، بستان، بفرما؛ معادل:hear you are انگلیسی. (گاه به تنهایی عنوان پاسخ کوتاه در اعتراض بکار می رود، و گاه با «هان!» همراه می گردد.):بِیَن هان! دِ ایسون خَور اَ کاسِه نُهات= دِ بفرما! حالا از کاسه ای که پیش رویت هست بخور- کنایتاً یعنی نتیجه کار خود را ببین. (اصلاح تلفظ)

مختصات: ۳۶°۲۷′۳۵″ شمالی ۵۱°۴۱′۲۱″ شرقی / ۳۶٫۴۵۹۷۲°شمالی ۵۱٫۶۸۹۱۷°شرقی / 36.45972; 51.68917بین، ...

گویش مازنی

دیدن

میان

شدن بودن

قرار دادن – گذاشتن

از روستاهای دهستان چلندر شهرستان نوشهر

۱پایان یافتن فصل صیفی جات ۲بهره برداری از جالیز در پایان ...

/been/ بریدن & شدن & قرار دادن – گذاشتن
/bayen/ پایان یافتن فصل صیفی جات - بهره برداری از جالیز در پایان فصل که استفاده از آن برای عموم آزاد است ۳استفاده ی آزاد از ته مانده محصولات جا...

مترادف و متضاد

شدن

میان

میان ≠ ابتدا، انتها

آشکار، بیدار، روشن، مبرهن، واضح، هویدا ≠ بدیهی، جلی، مسلم، معلوم، ناآشکار

۱. میان ≠ ابتدا، انتها
۲. مرکز، وسط ≠ آغاز، انتها
۳. اثنا
۴. فاصله

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بَیِّن یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای بی نیاز بالذات از تعریف و استدلال است.بَیِّن آن است که خود به خود (بالذات) روشن، معلوم و شناخته شده و از معلومات دیگر به دست نیامده باشد، به این معنا که به تعریف حدی یا رسمی (نسبت به تصورات) یا به برهان و استدلال (نسبت به تصدیقات) نیازی ندارد؛ بدین سان، امر بَیِّن ممکن است که تصور باشد؛ مانند: تصور وجود، حرارت و شادی که در ا...

فرهنگ فارسی ساره

میان

واژه نامه بختیاریکا

کَد؛ مِتَکُو

کلمات مرتبط

  • بین الملل
  • بین الن
  • بین النهرین
  • بین النهرین هنر
  • بین الهلالین
  • بین الگزاندر
  • بین دین
  • بین اداره ای
  • بین الارضین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات