Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بیمارناک

تلفظ بین المللی : /bimˈɑrnɑk/ تلفظ :‌ [bim'ARnAk]
لغت نامه دهخدا
  • بیمارناکی
  • بیمارنامه
  • کالبدشناسی بیمارنگر
  • اسایشگاه بیماران فقیر و جذامی
  • اطاق عمومی بیماران بستری
  • بیمناک بودن
  • تدهین بیماران
  • بیمناک
  • بیماردار
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بیمارناک. ( ص مرکب ) بیمارغنج. ( حاشیه لغت فرس اسدی ). علیل. ( ناظم الاطباء ). بیمارغنج. دردمند و کسی که بیشتر اوقات بیمار و رنجور باشد. رجوع به بیمارغنج شود : اولش قویست با فزونی و آخرش سست بکمی و بیمارناک. ( التفهیم ). [ و آنچه بماند از بچه ها ] همه عمر بیمارناک باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ). آنچه بماند[ از نوزادان ] ناتندرست و بیمارناک باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ). || وبائی. ( زمخشری ) : و جهت شمال ...

کلمات مرتبط

  • بیمارناکی
  • بیمارنامه
  • کالبدشناسی بیمارنگر
  • اسایشگاه بیماران فقیر و جذامی
  • اطاق عمومی بیماران بستری
  • بیمناک بودن
  • تدهین بیماران
  • بیمناک
  • بیماردار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات