Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیعت ستاندن

تلفظ بین المللی : /bˈejʔat setˈɑndan/ تلفظ :‌ [b'ej?at set'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بیعت
  • بیعت رضوان
  • بیعت شکستن
  • بیعت گرفتن
  • بیعت بستن
  • بیعت رفتن
  • بیعت قوبا
  • بیعت نامه
  • بیعت کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بیعت ستاندن. [ ب َ / ب ِ ع َ س ِ دَ ] ( مص مرکب ) بیعت گرفتن. ( آنندراج ) : گاه گفتند ما [ مسعود ] بیعت میستانیم لشکر را. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 215 ). کافّه مردم بغداد قاف تا قاف جهان نامه ها نبشتندو رسولان رفتند تا از اعیان ولاة بیعت میستانند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 287 ). تهمت نهادند که به امیر مردان شاه ( رض ) که بقلعت بازداشته بودند موافقتی کرده است و بیعتی بستده است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 3...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بیعت گرفتن .

کلمات مرتبط

  • بیعت
  • بیعت رضوان
  • بیعت شکستن
  • بیعت گرفتن
  • بیعت بستن
  • بیعت رفتن
  • بیعت قوبا
  • بیعت نامه
  • بیعت کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات