کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بیع دادن
تلفظ بین المللی :
/bˈejʔ dˈɑdan/
تلفظ :
[b'ej? d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ازادی بیش از حد دادن
بی میلی نشان دادن
بی پروایی نشان دادن
بیش از اعتبار حواله یا چک دادن
بیش از حد انجام دادن
بیش از حد واقع شرح دادن
دوای قلا بی دادن
شایعات بی اساس دادن
بی اهمیتی نشان دادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بیع دادن. [ ب َ / ب ِ دَ ] ( مص مرکب ) بهایا بیعانه دادن. ( بهار عجم ) ( آنندراج ) :
رو بسوی عالم بالا نهاد
مشتریش نقد روان بیع داد.
وحید قزوینی.
فرهنگ فارسی
بها یا بیعانه دادن
کلمات مرتبط
ازادی بیش از حد دادن
بی میلی نشان دادن
بی پروایی نشان دادن
بیش از اعتبار حواله یا چک دادن
بیش از حد انجام دادن
بیش از حد واقع شرح دادن
دوای قلا بی دادن
شایعات بی اساس دادن
بی اهمیتی نشان دادن
نظرات