معانی کلمه : بیضی وار
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مانند بیضی ٠ بیضی آسا ٠ همانند بیضی ٠
[ریاضی] رویهای که مقطع آن با هر صفحهای بیضی یا دایره است [زیستشناسی- شاخۀ علوم گیاهی] ویژگی بخش یا اندامی به شکل تخممرغ متقارن در گیاهان که در دو انتها بهطور یکنواخت باریک شده باشد
فرهنگستان زبان و ادب
{ellipsoid} [ریاضی، زیست شناسی- علوم گیاهی] [ریاضی] رویه ای که مقطع آن با هر صفحه ای بیضی یا دایره است
[زیست شناسی- شاخۀ علوم گیاهی] ویژگی بخش یا اندامی به شکل تخم مرغ متقارن در گیاهان که در دو انتها به طور یکنواخت باریک شده باشد
