معانی کلمه : بیضه بازی
لغت نامه دهخدا
بیضه بازی. [ ب َ / ب ِ ض َ / ض ِ ] ( حامص مرکب ) بازی که اطفال در اعیاد به بیضها کنند و آنرا تخم بازی می گویند. ( آنندراج ) :
ولیکن نیایدز بس جست و جوش
ازین بیضه بازی صدایی بگوش.
ولیکن نیایدز بس جست و جوش
ازین بیضه بازی صدایی بگوش.
فرهنگ فارسی
بازی که اطفال در اعیاد به بیضها کنند و آنرا تخم بازی می گویند ٠
