معانی کلمه : بیسموت
لغت نامه دهخدا
بیسموت. ( فرانسوی ، اِ ) عنصر فلزی متبلور شکننده نقره فام با پرتو گلگون ( علامت شیمیایی Bi ). از لحاظ هدایت برق و حرارت ضعیف است و براثر انجماد منبسط میشود و برای پایین آوردن نقطه ذوب آلیاژها ( آلیاژهای قالبگیری ) و در چاپ پارچه های پنبه ای و ساختن لوازم آرایش بکار میرود. ترکیبات غیرمحلول آن در طب استعمال میشود. ( از دائرة المعارف فارسی ).
فرهنگ عمید
عنصر فلزی سفیدرنگ مایل به خاکستری، متبلور و شکننده که در ۲۶۸ درجه حرارت ذوب می شود و در داروسازی و صنعت به کار می رود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
فلزی است سفید که بسرخی میگراید بسیار شکننده است و در ۲۶۸ درجه ذوب گردد .
