معانی کلمه : بیستگانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. جیره و مواجب.
۲. جیره و پولی که در قدیم به سپاهیان می داده اند: یکی را ز بن بیستگانی نبخشی / یکی را دوباره دهی بیستگانی (منوچهری: ۱۳۸ ).
۲. جیره و پولی که در قدیم به سپاهیان می داده اند: یکی را ز بن بیستگانی نبخشی / یکی را دوباره دهی بیستگانی (منوچهری: ۱۳۸ ).
فرهنگ معین
(اِمر. ) حقوق و مقرری به سپاهیان .
فرهنگ فارسی
جیره ومواجب، جیره سپاهیان، جیره
( اسم ) پول و مواجبی بوده که بسپاهیان میداده اند عشرینیه .
( اسم ) پول و مواجبی بوده که بسپاهیان میداده اند عشرینیه .
