بیستگانی. ( ص نسبی ، اِ مرکب ) منسوب به بیستگان. || ماهیانه که بنوکر دهند. ( رشیدی ). مواجب لشکریان و جیره و ماهیانه نوکران و هرچیزی که بجهت ایشان مقرر کرده باشند. ( برهان ). ماهیانه و مواجب که به لشکریان و چاکران مقرر کرده باشند. ( از انجمن آرا ). مواجبی بوده است که سالیانه چهار بار به لشکر می داده اند و این رسم دیوان خراسان بوده است. ( مفاتیح العلوم ص 42 ). این کلمه را بعربی «العشرینیة» میگفته ا...
فرهنگ عمید
۱. جیره و مواجب. ۲. جیره و پولی که در قدیم به سپاهیان می داده اند: یکی را ز بن بیستگانی نبخشی / یکی را دوباره دهی بیستگانی (منوچهری: ۱۳۸ ).
فرهنگ معین
(اِمر. ) حقوق و مقرری به سپاهیان .
فرهنگ فارسی
جیره ومواجب، جیره سپاهیان، جیره ( اسم ) پول و مواجبی بوده که بسپاهیان میداده اند عشرینیه .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بیسْتْگانی، اصطلاحی مالی ـ اداری که بر نوعی مقرری و حقوق اطلاق شده، و از سده ۴ق، ص۱۰م در منابع فارسی به کار رفته است.گرچه به سبب ذکر معادل عربی آن، یعنی عشرینیه (جمع آن: عشرینیات) در برخی منابع کهن عربی (با تسعینیه، یعنی حقوقی که هر ۹۰ روز پرداخت می شد )، بیستگانی را ترجمۀ آن دانسته اند، ولی این نظر که بیستگانی مقدم بر عشرینیه به کار می رفته، و معادل عربی در واقع ترجمۀ این اصطلاح فارسی ...