معانی کلمه : بیست و هفت
لغت نامه دهخدا
بیست و هفت. [ ت ُ هََ ] ( عددمرکب ، ص مرکب ، اِ مرکب ) بیست به اضافه هفت. شماره ٔبعد از بیست وشش و قبل از بیست وهشت. سبعة و عشرون.
فرهنگ فارسی
مرکب از بیست باضاف. هفت ٠ شمار. بعد از بیست و شش و قبل از بیست و هشت ٠
