معنی کلمه : بیرگند
لغت نامه دهخدا
بیرگند. [ گ َ ] ( اِخ ) بیرجند. شهری واقع در شرق خراسان که معرب آن بیرجند است :
قطعه دیگر از آن بنده برد
در نشابور آن پلید بدسیر
خواند بر ترشیزیان و یکمنی
زعفران بیرگندی کرد جر.رجوع به بیرجند شود.
قطعه دیگر از آن بنده برد
در نشابور آن پلید بدسیر
خواند بر ترشیزیان و یکمنی
زعفران بیرگندی کرد جر.رجوع به بیرجند شود.
