Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیرگان

تلفظ بین المللی : /birˈeɡɑn/ تلفظ :‌ [biR'egAn]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • بردگوریهای بیرگان 1 و 2
  • اسماعیل ارزانی بیرگانی
  • رامون بیرانجه
  • رنگ برگان
  • رگۀ بیگانه اضافه دار
  • سبزه ٔ بیگانه
  • زیر بزرگان
  • سنگ برگان
  • علف کُش باریک برگان
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

بیرگان. ( اِخ ) نام دهستان بخش شوراب شهرستان شهرکرد است و دارای 9 آبادی و 1670 تن سکنه است. ( از دایرة المعارف فارسی ).

دانشنامه عمومی

سرمازا.

به معنی سرمازا و نام یک روستا در استان چهارمحال و بختیاری.

بیرگان یا دهستان بیرگان در ایران در استان چهارمحال بختیاری واقع شده است و از توابع شهرستان کوهرنگ که از مجموع ۳۶ روستا کوچک و بزرگ تشکیل شده است مانند گل آباد، نصیر آباد ، شهریاری، یاور آباد ، دزک ، موردل ،بید امین، حاج جلیل و...ساکنان بیرگان از ایل بختیاری هستند که بیشتر آن ها از طایفه شهنی و منجزی هستند که بیشتر به دا...

کلمات مرتبط

  • بردگوریهای بیرگان 1 و 2
  • اسماعیل ارزانی بیرگانی
  • رامون بیرانجه
  • رنگ برگان
  • رگۀ بیگانه اضافه دار
  • سبزه ٔ بیگانه
  • زیر بزرگان
  • سنگ برگان
  • علف کُش باریک برگان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات