Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیره رفتن

تلفظ بین المللی : /bˈireː rˈaftan/ تلفظ :‌ [b'iRe: R'aftan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کلاغه امد راه رفتن کبک را یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت
  • بیره
  • بیره بیر
  • بیره جک
  • بیره زن
  • بیره شدن
  • بیره ارمناز
  • بیره الجبل
  • بیره الجرد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بیره رفتن. [ رَه ْ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) بی راه رفتن. از راه غیرعادی رفتن. بیراهه رفتن :
بفرمود پیران که بیره روید
از ایدر سوی راه کوته روید.
فردوسی.

فرهنگ فارسی

بی راه رفتن . از راه غیر عادی رفتن . بیراهه رفتن .

کلمات مرتبط

  • کلاغه امد راه رفتن کبک را یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت
  • بیره
  • بیره بیر
  • بیره جک
  • بیره زن
  • بیره شدن
  • بیره ارمناز
  • بیره الجبل
  • بیره الجرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات