بیدین . (ص مرکب ) (از: بی +دین ) کافر و بیراه و بی مذهب . (آنندراج ). بی کیش و بی مذهب و ملحد. (ناظم الاطباء). کافر. بی کتاب . که دین ندارد. (یادداشت مؤلف ). آنکه دین ندارد. بی کیش . لامذهب . مقابل دیندار. زندیق . (مهذب الاسماء) : بمن بر پس از مرگ نفرین بودهمان نام من پیر بی دین بود. فردوسی .گرانمایه کسری ورا یار گشت دل مرد بیدین پرآزار گشت . فردوسی .نگون بخت را زنده بردار کردسر مرد بیدین نگونسار...