معانی کلمه : بیدوامی
لغت نامه دهخدا
بیدوامی. [ دَ ] ( حامص مرکب ) حالت وچگونگی بیدوام. عدم ثبات. ناپایداری. مقابل دوام.
فرهنگ فارسی
ناپایداری مقابل دوام .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
temporality (اسم)
زودگذری، جسمانیت، عرفیت، بیدوامی، دارایی دینوی، درامد روحانیون
