Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیدریغ

تلفظ بین المللی : /bˈidriq1/ تلفظ :‌ [b'idRiq1]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • بی دریغ
  • بیدری
  • بیدریتس
  • قنات چمن بیدریز اسداباد
  • علی بیاری
  • بدری غزنوی
  • بدیغورس
  • بندری
  • بودریار ژان
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بیدریغ.[ دَ / دِ ] (ص مرکب ، ق مرکب ) (از: بی + دریغ) بی مضایقه و بدون بخل و با جوانمردی و سخاوت : بکف راد بیدریغ سخاداد احسان و مردمی دادی . سوزنی .چو ابر از جودهای بیدریغش جهان روشن شده مانند تیغش . نظامی .شهنشاه مظفّرفر شجاع ملک و دین منصورکه جود بیدریغش خنده بر ابر بهاران زد. حافظ.- بیدریغ شدن ؛ پذیرفتن بدون اعتراض . (ناظم الاطباء).- بیدریغ کردن ؛ قبول کردن و عطا کردن بدون افسوس و امتناع . (ن...

مترادف و متضاد

۱. بیپروا
۲. بیمضایقه


کلمات مرتبط

  • بی دریغ
  • بیدری
  • بیدریتس
  • قنات چمن بیدریز اسداباد
  • علی بیاری
  • بدری غزنوی
  • بدیغورس
  • بندری
  • بودریار ژان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات