Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بیداردلی

تلفظ بین المللی : /bˈidɑrdˌeli/ تلفظ :‌ [b'idARd,eli]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • بیداردل
  • بیداردیده
  • اسیب شناسی بیماردلی
  • بیماردلی منافقان
  • بیداری
  • بیداری عظیم
  • تاریخ بیداری ایرانیان
  • بیداری کشیدن
  • بیدردی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بیداردلی. [ دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بیداردل. هشیاری و آگاهی و چالاکی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بیداردل شود.

فرهنگ عمید

هوشیاری، آگاهی.

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی بیدار دل ٠ هشیاری و آگاهی و چالاکی ٠

کلمات مرتبط

  • بیداردل
  • بیداردیده
  • اسیب شناسی بیماردلی
  • بیماردلی منافقان
  • بیداری
  • بیداری عظیم
  • تاریخ بیداری ایرانیان
  • بیداری کشیدن
  • بیدردی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات