معانی کلمه : بیجه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(بِ جَ ) ( اِ. ) ۱ - مقداری از کالا که بدون وزن کردن و شمردن ، خرید و فروش شود. ۲ - مقدار زمینی که بتوان در آن صد من بذر کاشت .
فرهنگ فارسی
معشوقه و این مصغر است و مخفف بی بی است یا فارسی ٠
گویش مازنی
۱بهره سود درآمد ۲اجاره بها
/bije/ بهره سود درآمد - اجاره بها
