معانی کلمه : بیجاده گون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بیجاده رنگ، به رنگ بیجاده.
۲. زردرنگ، به رنگ کهربا.
۳. سرخ رنگ: تیغ بیجاده گون (شمشیر خون آلود ).
۲. زردرنگ، به رنگ کهربا.
۳. سرخ رنگ: تیغ بیجاده گون (شمشیر خون آلود ).
فرهنگ فارسی
برنگ بیجاده . سرخ . یاقوتی رنگ
