معانی کلمه : بیانه
لغت نامه دهخدا
بیانه. [ ب َ ن َ ] ( اِخ ) نام شهری است درهندوستان که نیل از آنجا خیزد و آن چیزی باشد که بدان چیزها رنگ کنند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). شهری در هند که نیل در آنجا سازند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
توالیهای رمزگذار ژنهای هوهستهایها
نام شهری است در هندوستان که نیل از آنجا خیزد و آن چیزی باشد که بدان چیزها رنگ کنند .
فرهنگ اسم ها
اسم: بیانه (دختر) (کردی)
معنی: نگا « بةیان» ( نگارش کردی
معنی: نگا « بةیان» ( نگارش کردی
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{exon} [زیست شناسی] توالی های رمزگذار ژن های هوهسته ای ها
