Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بیاغاریدن

تلفظ بین المللی : /biˈɑq1ˈɑridˌan/ تلفظ :‌ [bi'Aq1'ARid,an]
لغت نامه دهخدا
  • بیاغالیدن
  • بیاچاریدن
  • برآغالیدن
  • براغالیدن
  • بیوباریدن
  • بیاتاریاناپور
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بیاغاریدن. [ دَ ] ( مص ) نم کردن و خیسانیدن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( جهانگیری ) :
شود انگور زبیب آنگه کش خشک کنی
چون بیاغاری انگور شود خشک زبیب.
منوچهری.
|| آمیختن و سرشتن با آب یا بخون. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ). رجوع به آغاریدن و آغشتن و آغالیدن شود.

کلمات مرتبط

  • بیاغالیدن
  • بیاچاریدن
  • برآغالیدن
  • براغالیدن
  • بیوباریدن
  • بیاتاریاناپور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات