Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی گنه

تلفظ بین المللی : /bi ɡˈonah/ تلفظ :‌ [bi g'onah]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بی گنهی
  • گن بی
  • گده بی
  • گره های بی پایان
  • روز بیگاه
  • رگۀ بیگانه اضافه دار
  • سبزه ٔ بیگانه
  • طرح بینه بَری
  • گالش بینه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی گنه. [ گ ُ ن َه ْ ] ( ص مرکب ) مخفف بی گناه. که مرتکب گناه نشده است. بی جرم و بی تقصیر : ز بس غارت و جنگ و آویختن همان بی گنه خیره خون ریختن.فردوسی.برادر ز یک کالبد بود و پشت چنان پرخرد بی گنه را بکشت.فردوسی.نبوده مرا هیچ با تو عتیب مرا بی گنه کرده ای شیب و تیب .عماره.دختران رز گویند که ما بی گنهیم ما تن خویش بدست بنی آدم ندهیم.منوچهری.هم بزیر لگدت همچو هبا کردم بی گنه بودی این جرم چرا کردم.منو...

فرهنگ فارسی

مخفف بیگناه . که مرتکب گناه نشده است . بی جرم و بی تقصیر . یا معصوم . بری .

کلمات مرتبط

  • بی گنهی
  • گن بی
  • گده بی
  • گره های بی پایان
  • روز بیگاه
  • رگۀ بیگانه اضافه دار
  • سبزه ٔ بیگانه
  • طرح بینه بَری
  • گالش بینه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات