کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-گفت-و-گو | کلماتور
معانی کلمه : بی گفت و گو
تلفظ بین المللی :
/bi ɡˈoft vˈa ɡˈuː/
تلفظ :
[bi g'oft v'a g'u:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بی گفت و گوی
بی گفت و شنود
بی گرفت و گیر
بی موقع گفتن
گفتن مطالب بی اساس
به یا با زبان بی زبانی چیزی را گفتن یا فهماندن
بیصفت
بیعفت
بدگفت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی گفت و گو. [ گ ُ ت ُ ] ( ق مرکب ) ( از: بی + گفت + و + گو ) بی گفتگو. رجوع به بی گفتگو شود.
فرهنگ فارسی
بی گفتگو
کلمات مرتبط
بی گفت و گوی
بی گفت و شنود
بی گرفت و گیر
بی موقع گفتن
گفتن مطالب بی اساس
به یا با زبان بی زبانی چیزی را گفتن یا فهماندن
بیصفت
بیعفت
بدگفت
نظرات