Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی گذاره

تلفظ بین المللی : /bi ɡozˈɑreː/ تلفظ :‌ [bi goz'ARe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بی حفاظ گذاردن
  • بی نتیجه گذاردن
  • گذارنظم ـ بی نظمی
  • بی گاره
  • بی گاده
  • برگذاره کردن
  • بیذاره
  • بی
  • بِی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی گذاره. [ گ ُ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + گذاره ) که گذاره ندارد. که ممر و معبر ندارد. که گذرگاه ندارد. || به هدف ناخورده و عبورناکرده از هدف :
بزد هم بر آنگونه ده چوبه تیر
بر او آفرین کرد برنا و پیر
از آنهایکی بی گذاره نماند
همی هر کسی نام یزدان بخواند.
فردوسی.
رجوع به گذاره شود.

فرهنگ فارسی

گذاره ندارد . که ممر و معبر ندارد . که گذرگاه ندارد . یا به هدف ناخورده و عبور ناکرده از هدف .

کلمات مرتبط

  • بی حفاظ گذاردن
  • بی نتیجه گذاردن
  • گذارنظم ـ بی نظمی
  • بی گاره
  • بی گاده
  • برگذاره کردن
  • بیذاره
  • بی
  • بِی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات