Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی گدار

تلفظ بین المللی : /bˈejɡdɑr/ تلفظ :‌ [b'ejgdAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش دزفولیمترادف و متضاد
  • بی گدار پی زیدن
  • بی ویو گاردنز ایلینوی
  • سبزه ٔ بیدار
  • شب بیدار
  • بیدار
  • بیداری
  • بیداری عظیم
  • نرگس بیدار
  • از خواب بیدار شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش دزفولیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بی گدار. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + گدار = معبر ) بی معبر.
- بی گدار به آب زدن ؛ احتیاط نکردن. بی پروا به کاری پرداختن. رجوع به گدار شود.

فرهنگ فارسی

بی معبر

گویش دزفولی

بی محابا، بدون آینده نگری

مترادف و متضاد

impassable (صفت)
صعب العبور، غیر قابل عبور، بی گدار، غیر قابل پذیرش

کلمات مرتبط

  • بی گدار پی زیدن
  • بی ویو گاردنز ایلینوی
  • سبزه ٔ بیدار
  • شب بیدار
  • بیدار
  • بیداری
  • بیداری عظیم
  • نرگس بیدار
  • از خواب بیدار شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات