کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-پول | کلماتور
معانی کلمه : بی پول
تلفظ بین المللی :
/bˈipuːl/
تلفظ :
[b'ipu:l]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بی پول و لات
پدر پولدار پدر بی پول
پول دار به کباب بی پول به دود کباب
پول بی پشتوانه
بی پولی
پولیکارپوف تی بی 2
یان بی پولسن
یواس ان اس لوئیس بی پولر
بی ای پی پالاشس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
بی پول. ( ص مرکب ) تهیدست. بی چیز. که پول ندارد. || ( ق مرکب ) مجانی. بلاعوض. رجوع به پول شود.
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] تهی دست، تنگدست.
۲. آن که پول ندارد.
۳. (قید ) بدون گرفتن پول، مفت.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - بدون پول بی وجه مجانی . ۲ - ( صفت ) بیچیز تهیدست فقیر .
تهیدست . بی چیز . که پول ندارد . یا مجانی بلا عوض .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
بیسرمایه، بیمایه، بینوا ≠ سرمایهدار
poor (صفت)ناسازگار، فرومایه، پست، غریب، بی پول، محتاج، فقیر، بی چاره، فرومانده، نا مرغوب، بی نوا، معدود، ناچیز، دون، لات، مستمند، ضعیف الحالbroke (صفت)ورشکسته، بی پولpenniless (صفت)بی پولimpecunious (صفت)بی پول، تهی دستstone-broke (صفت)بی پول، لات، کاملا ورشکستstony-broke (صفت)بی پول...
کلمات مرتبط
بی پول و لات
پدر پولدار پدر بی پول
پول دار به کباب بی پول به دود کباب
پول بی پشتوانه
بی پولی
پولیکارپوف تی بی 2
یان بی پولسن
یواس ان اس لوئیس بی پولر
بی ای پی پالاشس
نظرات