Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی وجه

تلفظ بین المللی : /bi vˈadʒh/ تلفظ :‌ [bi v'adZh]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب
  • بی واهمه
  • بی وجدان
  • اقدام کردن به کاری بی واهمه
  • واهمه های بی نام ونشان
  • زو بیوه
  • ساعتلوی بیوه له
  • بیوه سیاه
  • بیکجه خانی غلامحسین
  • بیگجه خانی غلامحسین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

بی وجه. [ وَج ْه ْ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + وجه عربی ) که وجهی ندارد. که محلی ندارد. بی دلیل : و اگر بر وفق تصور خویش در آن تصرفی نمایند بلاکلام بی وجه و ناصواب افتد. ( تاریخ رشیدی ). رجوع به وجه شود.

فرهنگ فارسی

که وجهی ندارد ٠ که محلی ندارد ٠

ویژگی بلوری که فاقد وجوه بلوری است متـ . بیگانه‌ریخت xenomorphic, allotriomorphic

فرهنگستان زبان و ادب

{anhedral} [زمین شناسی] ویژگی بلوری که فاقد وجوه بلوری است متـ . بیگانه ریخت xenomorphic, allotriomorphic

کلمات مرتبط

  • بی واهمه
  • بی وجدان
  • اقدام کردن به کاری بی واهمه
  • واهمه های بی نام ونشان
  • زو بیوه
  • ساعتلوی بیوه له
  • بیوه سیاه
  • بیکجه خانی غلامحسین
  • بیگجه خانی غلامحسین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات