بی همه چیز. [ هََ م َ / م ِ ]( ص مرکب ) ( از: بی + همه + چیز ) ( در تداول عامه ) بی همه چی. که هیچ چیز ندارد از سجایا و محاسن اخلاقی. که فاقد سجایای اخلاقی است. که هیچگونه از اخلاق حسنه در او نیست. آنکه هیچ صفت از صفات خوب ندارد. فاقد همه ٔصفات خوب. فاقد صفات حسنه. دور از اخلاق نیک. که عهدو زنهار و دوستی نداند. سخت بداخلاق. ( یادداشت مؤلف ). || ( ق مرکب ) بی همه چیز میگویم ؛ ( کنایه از ) بی فکری ...
فرهنگ فارسی
که هیچ چیز ندارد از سجایا و محاسن اخلاقی که فاقد سجایای اخلاقی است .