Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بی نیرو

تلفظ بین المللی : /bi nˈiruː/ تلفظ :‌ [bi n'iRu:]
مترادف و متضاد
  • بی نیرو ساختن
  • بی نیرو و قوت کردن
  • بی نیرو کردن
  • پایگاه نیروی هوایی دریایی کانیوهو بی
  • پایگاه نیروی هوایی فرودگاه صحرایی دریفتوود بی
  • بی دینی در نروژ
  • بزنیروز
  • البینگروده
  • برنیروو
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

sapless (صفت)
بی مزه، بی شیره، بی نیرو

کلمات مرتبط

  • بی نیرو ساختن
  • بی نیرو و قوت کردن
  • بی نیرو کردن
  • پایگاه نیروی هوایی دریایی کانیوهو بی
  • پایگاه نیروی هوایی فرودگاه صحرایی دریفتوود بی
  • بی دینی در نروژ
  • بزنیروز
  • البینگروده
  • برنیروو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات