معانی کلمه : بی نماز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. کسی که نماز نخواند.
۲. [عامیانه] حائض.
۲. [عامیانه] حائض.
دانشنامه عمومی
بی نماز، روستایی است از توابع بخش بابل کنار شهرستان بابل در استان مازندران ایران.
این روستا در دهستان درازکلا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۴ نفر (۲۷خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان درازکلا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۴ نفر (۲۷خانوار) بوده است.
wiki: بی نماز
گویش مازنی
از توابع دهستان بابل کنار بابل
/binemaaz/ از توابع دهستان بابل کنار بابل
