Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی موقع

تلفظ بین المللی : /bimˈoːq1eʔ/ تلفظ :‌ [bim'o:q1e?]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بی موقع بکار بردن
  • بی موقع گفتن
  • بی موقعی
  • بی حس کننده موضعی
  • بی حسی موضعی
  • بیموقع
  • صدای بیموقع
  • بموقع
  • برگشت بموقع
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بی موقع. [ م َ/ مُو ق ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + موقع عربی ) بیجا و بی هنگام و بی وقت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به موقع شود.

فرهنگ فارسی

بیجا و بی هنگام و بی وقت .

مترادف و متضاد

بی‌جا، بی‌وقت، نابجا، بی‌هنگام، نابهنگام، ناوقت، ناهنگام ≠ بجا، بهنگام

malapropos (صفت)نابجا، نا بهنگام، نا مناسب، بی موقع، بی محلoff (صفت)دور، دورتر، خاموش، بی موقعinappropriate (صفت)بی مورد، ناجور، نا مناسب، بی موقع، بی جا، غیر مقتضیunseasonable (صفت)بی مورد، نا بهنگام، بی موقع، بی جاinopportune (صفت)بی مورد، نا بهنگام، نا مناسب، بی موقع، بی جاuntimely (صفت)بی مورد، نا بهنگام، بی موقعinapp...

کلمات مرتبط

  • بی موقع بکار بردن
  • بی موقع گفتن
  • بی موقعی
  • بی حس کننده موضعی
  • بی حسی موضعی
  • بیموقع
  • صدای بیموقع
  • بموقع
  • برگشت بموقع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات