کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بی-مانع | کلماتور
معانی کلمه : بی مانع
تلفظ بین المللی :
/bimˈɑnʔ/
تلفظ :
[bim'An?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
بی رادع و مانع
بی مانعی
فرودگاه اکادمی مانتری بی
بیمانند
سه هزار متر بامانع
بیمان
بیمانی
اب انبار بمانعلی
بیمان ایووا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
بی مانع. [ ن ِ ] ( ص مرکب ) ( از:بی + مانع ) آزاد. بی بازدارنده. رجوع به مانع شود.
فرهنگ فارسی
آزاد . بی باز دارنده .
ویژگی تسهیلاتی که استفاده از آنها برای همۀ افراد از جمله معلولان بهسهولت امکانپذیر باشد
مترادف و متضاد
degage
(صفت)
ازاد، اسان، بیمانع
فرهنگستان زبان و ادب
{barrier-free} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] ویژگی تسهیلاتی که استفاده از آنها برای همۀ افراد از جمله معلولان به سهولت امکان پذیر باشد
کلمات مرتبط
بی رادع و مانع
بی مانعی
فرودگاه اکادمی مانتری بی
بیمانند
سه هزار متر بامانع
بیمان
بیمانی
اب انبار بمانعلی
بیمان ایووا
نظرات