Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی قصد

تلفظ بین المللی : /bi q1ˈasd/ تلفظ :‌ [bi q1'asd]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • قدر بی
  • بی قدر کردن
  • بی قدرت
  • بی قدرت کردن
  • بی پیش قدر
  • بی قدر
  • بی قد و قدم
  • بی قدری
  • انا به قدرت بی نهایت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بی قصد. [ ق َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + قصد ) بی اختیار. بلااراده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || اضطراراً و باکراه. ( منتهی الارب ). || ناگهان. ( آنندراج ). رجوع به قصد شود. || بی نشان. بی علامت. مجهول. رجوع به قرینه شود.

فرهنگ فارسی

بی اختیار . بلا اراده . یا اضطرارا و باکراه . یا ناگهان .

مترادف و متضاد

viewless (صفت)
بی مرام، مورد نظر قرار نگرفته، بی منظره، بی قصد

کلمات مرتبط

  • قدر بی
  • بی قدر کردن
  • بی قدرت
  • بی قدرت کردن
  • بی پیش قدر
  • بی قدر
  • بی قد و قدم
  • بی قدری
  • انا به قدرت بی نهایت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات