Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی قرین

تلفظ بین المللی : /bi q1ˈarin/ تلفظ :‌ [bi q1'aRin]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بی قرینه
  • بی قرینگی
  • قرن بی انتها
  • صد فیلم برتر قرن بیست و یکم بی بی سی
  • بیرینوس قدیس
  • نجف اباد باقرین
  • در بیرین
  • بیرین
  • بیرین کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی قرین. [ ق َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + قرین ) بی مثل و بی نظیر. ( غیاث ) ( آنندراج ). بی شبه. بی مانند. بی همال. بی آور. بی عدیل. بی مثال. ( یادداشت مؤلف ) : ای شهریار بی قرین ای پادشاه پاکدین ای مر ترا داده خدای آسمان ملک زمین.فرخی.تو آسمانی و هنر تو عطارد است وآن بی قرین لقای تو چون ماه آسمان.منوچهری.ای بی قرین ملک که چو تو نیست در جهان کز ملک دیو یکسره خالیست ملکتش.ناصرخسرو.ای ز بتان بی قرین ه...

فرهنگ فارسی

بی مثل و بی نظیر . بی شبه . بی مانند و بی همال . بی آورد . بی عدیل . بی مثال .

کلمات مرتبط

  • بی قرینه
  • بی قرینگی
  • قرن بی انتها
  • صد فیلم برتر قرن بیست و یکم بی بی سی
  • بیرینوس قدیس
  • نجف اباد باقرین
  • در بیرین
  • بیرین
  • بیرین کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات