Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی فردا

تلفظ بین المللی : /bi fardˈɑ/ تلفظ :‌ [bi faRd'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • روز بی فردا
  • بیفراست
  • سقو بیردان
  • بفردا
  • بیفراختن
  • بیفراشتن
  • بیفراشته
  • بیرداد
  • بیرداینامیک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی فردا. [ ف َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + فردا ) منقطع.
- بی فردا بودن روز کسی ؛ بسررسیدن عمر وی. فرارسیدن مرگ وی :
هر که با اوبدشمنی کوشد
روز او از قیاس بی فرداست.
فرخی.
رجوع به فردا شود.

فرهنگ فارسی

منقطع بی فردا بودن روز کسی . بسر رسیدن عمر وی . فرا رسیدن مرگ وی .

کلمات مرتبط

  • روز بی فردا
  • بیفراست
  • سقو بیردان
  • بفردا
  • بیفراختن
  • بیفراشتن
  • بیفراشته
  • بیرداد
  • بیرداینامیک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات