Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بی غمی

تلفظ بین المللی : /bi q1ˈami/ تلفظ :‌ [bi q1'ami]
لغت نامه دهخدا
  • بی غایت
  • بی غایله
  • بی غایت گرایی
  • بیغمی محمد بن احمد
  • بیغمی
  • محمد بن احمد طاهری بیغمی
  • بلغمی مزاج
  • بیآمیغ
  • بیتمیز
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بی غمی . [ غ َ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی غم . صفت بی غم . بی غم بودن . (آنندراج ). بی اندوهی . (از ناظم الاطباء). غصه نداشتن : کام دل بایدت چو گرگ بدربی غمی بایدت چو خر بستیز. مسعودسعد.در جام وصل باده ٔ اسباب خرمی اوقات عیش و لذت ایام بی غمی . (سندبادنامه ص 122).جمال او سر جمله ٔ حسن و خوبی و مقال او فهرست شادی و بی غمی . (سندبادنامه ص 135).اینست همیشه عادت چرخ کبودچون بی غمیی دید زوال آرد ز...

کلمات مرتبط

  • بی غایت
  • بی غایله
  • بی غایت گرایی
  • بیغمی محمد بن احمد
  • بیغمی
  • محمد بن احمد طاهری بیغمی
  • بلغمی مزاج
  • بیآمیغ
  • بیتمیز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات