Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی عدتی

تلفظ بین المللی : /bi ˈaːdti/ تلفظ :‌ [bi 'a:dti]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عدسی بی کانون
  • بی عفتی
  • بی عدیل
  • کار بی عفتی انجام دادن
  • بی عدیلی
  • بی عزتی
  • بی عدسی
  • دینار بیعتی
  • بیعدیل
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بی عدتی. [ ع ُدْ دَ ] ( حامص مرکب ) فقدان ساز و برگ و سلاح. بی مهماتی : و ما را چنان مانداز بیعدتی و لشکر که هر کسی را در ما طمع می افتاد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 216 ). و رجوع به عُدّة شود.

فرهنگ فارسی

فقدان ساز و برگ و سلاح . بی مهماتی

کلمات مرتبط

  • عدسی بی کانون
  • بی عفتی
  • بی عدیل
  • کار بی عفتی انجام دادن
  • بی عدیلی
  • بی عزتی
  • بی عدسی
  • دینار بیعتی
  • بیعدیل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات