معانی کلمه : بی عدالت
لغت نامه دهخدا
بی عدالت. [ ع َ / ع ِ ل َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + عدالت ) ستمگر. بیدادگر. که عدالت ندارد. و رجوع به عدالت شود.
فرهنگ فارسی
ستمگر . بیدادگر . که عدالت ندارد
مترادف و متضاد
unjust (صفت)
ستمگر، ناصحیح، ظالم، ستمکار، ناروا، غیر منصفانه، غیر عادلانه، بی انصاف، بی عدالت
