بی سیم. ( ص مرکب ) ( از: بی + سیم = نقره مسکوک ) بی پول. ( یادداشت مؤلف ) : عاشقان بی سیم را شب خوش که هرکه را این نسیم باید دست و دامن پرسیم شاید. ( از مقامات حریری ). || بدون سیم. بدون مفتول. ( فرهنگ فارسی معین ). مقابل باسیم. || ( اِ مرکب ) دستگاهی که بدون سیم امواج صوت را بمواضع دور انتقال دهد: تلگراف بیسیم. تلفن بیسیم. || بی سیم ( اداره کل... ) ایجاد بیسیم در آغاز دوره رضاشاه بعهده وزارت جنگ...
فرهنگ عمید
۱. دستگاهی که امواج صوت را بدون سیم از محلی به محل دیگر انتقال می دهد. ۲. (صفت ) ویژگی چنین دستگاهی: تلفن بی سیم، تلگراف بی سیم.
فرهنگ معین
(اِمر. )دستگاه فرستندة امواج الکترو - مغناطیسی که بدون نیاز به ارتباط از راه سیم کار می کند.
دانشنامه آزاد فارسی
بی سیم (wireless)نام اولیۀ گیرندۀ رادیو. در آزمایش های اولیه، برای ارسال امواج رادیویی، سیگنال ها را چنان که در تلگراف مرسوم است، با الفبای مورس ارسال می کردند. در رادیو، برخلاف تلگراف، از سیم برای ارسال سیگنال استفاده نمی شود و به همین سبب، آن را تلگراف بی سیم می نامیدند.wikijoo: بی_سیم...
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - بدون سیم بدون مفتول . ۲ - دستگاهی که بدون سیم امواج صوت را بمواضع دور انتقال دهد : تلگراف بیسیم تلفن بیسیم .
دانشنامه عمومی
بی سیم یک نوع رادیو است که برخلاف رادیو که تنها گیرنده است، یک دستگاه فرستنده-گیرنده رادیو دوطرفه است.بی سیم هم به صورت دستی و هم به صورت ثابت (در خودرو یا مکان ثابت) در دسترس است. گونه دستی آن اغلب به نام واکی تاکی (walkie-talki) نامیده می شوند که با فشار دادن یک دکمه (push to talk) جهت مکالمه آماده می شوند. فرکانس کار دستگاه های بیسیم متفاوت است، اما پرکاربردترین آن ها از ۱۳۶-۱۷۴ مگاهرتز(VHF) و ...