Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی سوادی

تلفظ بین المللی : /bi savˈɑdi/ تلفظ :‌ [bi sav'Adi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سال مبارزه جهانی با بی سوادی
  • سازمان پیکار با بی سوادی
  • کنگره جهانی مبارزه با بی سوادی
  • شخص کاملا بی سواد
  • بی سواد
  • دوچرخه سواری بی ام اکس
  • مرکز دوچرخه سواری بی ام اکس المپیک ریو دو ژانیرو
  • بیسواد
  • باسوادی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بی سوادی. [ س َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بیسواد. عامی بودن. امی بودن. ( یادداشت مؤلف ). || کم مایگی در دانش و معلومات.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت بیسواد

مترادف و متضاد

analphabet (اسم)
بیسوادی

illiteracy (اسم)
بیسوادی

کلمات مرتبط

  • سال مبارزه جهانی با بی سوادی
  • سازمان پیکار با بی سوادی
  • کنگره جهانی مبارزه با بی سوادی
  • شخص کاملا بی سواد
  • بی سواد
  • دوچرخه سواری بی ام اکس
  • مرکز دوچرخه سواری بی ام اکس المپیک ریو دو ژانیرو
  • بیسواد
  • باسوادی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات