معانی کلمه : بی سر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) آنکه یا آنچه سر ندارد . ۲ - بی اساس بی اصل . ۳ - ( اسم ) پرنده ایست شکاری از نوع باشه شبیه به پیغو بیسره.
پرنده ایست شکاری شبیه به پیغو که آن نیز جانوری است شکاری از جنس باشه
پرنده ایست شکاری شبیه به پیغو که آن نیز جانوری است شکاری از جنس باشه
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱بدون سرپوش ۲بی کله ۳روستایی از دهستان گلیجان قشلاقی تنکابن ...
/bisar/ بدون سرپوش - بی کله ۳روستایی از دهستان گلیجان قشلاقی تنکابن
