Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی سامانی

تلفظ بین المللی : /bi sˈɑmɑnˌi/ تلفظ :‌ [bi s'AmAn,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • بی سر و سامانی
  • سامانۀ بی کانون
  • سامانۀ هواگَرد بیسرنشین
  • بی سامان
  • بی سر و سامان
  • درزه های بی سامان
  • بی سر و بی سامان
  • سامانتا بی
  • سامانه ممانعت از نفوذ در شبکه بی سیم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

بی سامانی. ( حامص مرکب ) بی نظمی. بی انتظامی. ( یادداشت مؤلف ). بی ترتیبی. بی نظامی. خلل. اختلال. ( یادداشت مؤلف ). || بی معیشتی. درویشی و مفلسی. ( ناظم الاطباء ). بی ساز وبرگی. || بی خانمانی. دربدری : ور به بسطام شدن نیز ز بی سامانیست پس سران بی سر و سامان شدنم نگذارند.خاقانی. || پریشانی و بدبختی. ( ناظم الاطباء ). آشفته حالی. آشفتگی.آشفته حالی که از جنون و بی نظمی باشد : و از تهور و تهتک و بی ...

فرهنگ عمید

۱. بی نظمی.
۲. بینوایی.
۳. بی خانمانی.

فرهنگ معین

(حامص . )۱ - بی ترتیبی .۲ - درویشی . ۳ - بی خانمانی .

کلمات مرتبط

  • بی سر و سامانی
  • سامانۀ بی کانون
  • سامانۀ هواگَرد بیسرنشین
  • بی سامان
  • بی سر و سامان
  • درزه های بی سامان
  • بی سر و بی سامان
  • سامانتا بی
  • سامانه ممانعت از نفوذ در شبکه بی سیم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات