Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بی رسم

تلفظ بین المللی : /bi rˈasm/ تلفظ :‌ [bi R'asm]
لغت نامه دهخدا
  • بی رسم و راه
  • بی رسمی
  • کوکتل رسمی ای بی ای
  • بیرسم
  • بیرسمی
  • علی بیرم
  • باغ بیرم اباد
  • باله سلطنتی بیرمنگام
  • برسم
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بیرسم. [ رَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + رسم ) بیقاعده. خلاف عرف و قاعده و قانون. بدون رسومات. بی روش و ترتیب. || ظالم. قانون و قاعده ندان :
خداوند جهاندارا ز خانان دوستی ناید
که بیرسمند و بیقولند و بدعهدند و بدپیمان.
فرخی.
و رجوع به رسم و ترکیبات آن شود.

کلمات مرتبط

  • بی رسم و راه
  • بی رسمی
  • کوکتل رسمی ای بی ای
  • بیرسم
  • بیرسمی
  • علی بیرم
  • باغ بیرم اباد
  • باله سلطنتی بیرمنگام
  • برسم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات