Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی دود

تلفظ بین المللی : /bi dˈuːd/ تلفظ :‌ [bi d'u:d]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • پول دار به کباب بی پول به دود کباب
  • آتش بی دود
  • اتش بی دود
  • باروت بی دود
  • بی دودمان
  • فرودگاه ابی لیک موسکوکا دودلی بی
  • بی میلی نشان دادن
  • بی پروایی نشان دادن
  • دوای قلا بی دادن
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بی دود. ( ص مرکب ) ( از: بی + دود ) که دود ندارد. روشن. دور از تیرگی. || مجازاً، زیبا و دور از هر تیرگی و از هر زشتی :
بدو داد شنگل سپینود را
چو سرو سهی شمع بیدود را.
فردوسی.
شمع بیدود و نقش بیداغند.
نظامی.
رجوع به دود شود.
- آتش بی دود ؛ کنایه از شراب. ( از یادداشت مؤلف ).

مترادف و متضاد

smokeless (صفت)
بی دود

کلمات مرتبط

  • پول دار به کباب بی پول به دود کباب
  • آتش بی دود
  • اتش بی دود
  • باروت بی دود
  • بی دودمان
  • فرودگاه ابی لیک موسکوکا دودلی بی
  • بی میلی نشان دادن
  • بی پروایی نشان دادن
  • دوای قلا بی دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات