Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بی دم

تلفظ بین المللی : /bi dˈam/ تلفظ :‌ [bi d'am]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • بی دم در خاد
  • بی دم اروارگان
  • گاو بی شاخ و دم
  • اسفرود بی دم
  • غول بی شاخ و دم
  • میمون بی دم
  • بی شاخ و دم
  • تیغ پشت بی دم
  • خرگوش بی دم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

بی دم . [ دُ ] (ص مرکب ) (از: بی + دم ) بی دمب . دم بریده . || شرور و موذی و باشرارت و بیشتر در حیوانات استعمال کنند. (ناظم الاطباء).

بی دم . [ دَ ] (ص مرکب ) (از: بی + دم ) بی نفس . || بی نفسی که به خیر و دعا بر کسی دمیده شود.- بیدم مردان ؛ بی نفس دمیده شده به خیر و دعا بر کسی . بی دعای اولیأاﷲ. (آنندراج ). و رجوع به دَم شود....

فرهنگ فارسی

بی دمب . دم بریده . یا شرور و موذی و با شرارت و بیشتر در حیوانات استعمال کنند

گویش مازنی

۱نوعی برنج خزری ۲بی دم ۳به کلیه ی برنج هایی گفته شودکه در ...

/bidem/ نوعی برنج خزری - بی دم ۳به کلیه ی برنج هایی گفته شودکه در حالت شلتوک فاقد زائده تیغ مانند انتهایی هستند

کلمات مرتبط

  • بی دم در خاد
  • بی دم اروارگان
  • گاو بی شاخ و دم
  • اسفرود بی دم
  • غول بی شاخ و دم
  • میمون بی دم
  • بی شاخ و دم
  • تیغ پشت بی دم
  • خرگوش بی دم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات